تبليغاتX
از هر دری سخنی
دوشنبه 18 مهر1390 9:29
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

دوشنبه 18 مهر1390 9:28
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

دوشنبه 18 مهر1390 9:28
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

مناظر طبیعت زیبا دوشنبه 18 مهر1390 9:27
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

دوشنبه 18 مهر1390 9:27
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

مناظر طبیعت زیبا دوشنبه 18 مهر1390 9:26
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

ماهیهای بزرگ سه شنبه 12 مهر1390 10:27
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

ماهیهای بزرگ سه شنبه 12 مهر1390 10:26
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

ماهیهای بزرگ سه شنبه 12 مهر1390 10:26
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

ماهیهای بزرگ سه شنبه 12 مهر1390 10:25
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

ماهیهای بزرگ سه شنبه 12 مهر1390 10:24
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

یکشنبه 10 مهر1390 9:5
بدون شرح
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

یکشنبه 10 مهر1390 9:4
ماهی زیبا
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

یکشنبه 10 مهر1390 9:4
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

یکشنبه 10 مهر1390 9:3
حیوانات نادر
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

همزیستی یکشنبه 10 مهر1390 9:3
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

حیوانات نادر یکشنبه 10 مهر1390 9:2
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

10/7/90 یکشنبه 10 مهر1390 9:1
حیوانات نادر
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

مولانا یکشنبه 10 مهر1390 8:34

دوش آن جانان ما افتان و خيزان يك قبا * مست آمد با يكي جامي پر از صرف صفا
..........................
جام مي مي ريخت ره ره زانك مست مست بود * خاك ره مي گشت مست و پيش او مي كوفت پا
..........................
صد هزاران يوسف از حسنش چو من حيران شده * ناله مي كردند كي پيداي پنهان تا كجا
..........................
جان به پيشش در سجود از خاك ره بد بيشتر * عقل ديوانه شده نعره زنان كه مرحبا
..........................
جيبها بشكافته آن خويشتن داران ز عشق * دل سبك مانند كاه و رويها چون كهربا
..........................
عالمي كرده خرابه از براي يك كرشم * وز خمار چشم نرگس عالمي ديگر هبا
..........................
هوشياران سرفكنده جمله خود از بيم و ترس * پيش او صفها كشيده بي دعا و بي ثنا
..........................
وانك مستان خمار جادوي اويند نيز * چون ثنا گويند كز هستي فتادستند جدا
..........................
من جفاگر بي وفا جستم كه هم جامم شود * پيش جام او بديدم مست افتاده وفا
..........................
ترك و هندو مست و بدمستي همي كردند دوش * چون دو خصم خوني ملحد دل دوزخ سزا
..........................
گه به پاي همدگر چون مجرمان معترف * مي فتادندي به زاري جان سپار و تن فدا
..........................
باز دست همدگر بگرفته آن هندو و ترك * هر دو در رو مي فتادند پيش آن مه روي ما
..........................
يك قدح پر كرد شاه و داد ظاهر آن به ترك * وز نهان با يك قدح مي گفت هندو را بيا
..........................
ترك را تاجي بسر كايمان لقب دادم ترا * بر رخ هندو نهاده داغ كين كفرست ها
..........................
آن يكي صوفي مقيم صومعه پاكي شده * وين مقامر در خراباتي نهاده رختها
..........................
چون پديد آمد ز دور آن فتنه جانهاي حور * جام در كف سكر در سر روي چون شمس الضحي
..........................
ترس جان در صومعه افتاد زان ترسا صنم * مي كش و زنار بسته صوفيان پارسا
..........................
وان مقيمان خراباتي از آن ديوانه تر * مي شكستند خمها و مي فكندند چنگ و نا
..........................
شور و شر و نفع و ضر و خوف و امن و جان و تن * جمله را سيلاب برده مي كشاند سوي لا
..........................
نيم شب چون صبح شد آواز دادند موذنان * ايها العشاق قوموا و استعدوا للصلا
..........................

نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |

عجایب شنبه 9 مهر1390 9:16
نوشته شده توسط سعید رباعی  | لینک ثابت |